المحقق الأردبيلي

52

اصول دين ( فارسى )

متصل به دعواى خود و دليل ساخت آن‌را برآنكه خداى تعالى به قول و دعواى او راضى است و او را فرستاده و پيغمبر كرده ، عقل جزم مىكند كه اگر خداى تعالى او را نمىفرستاد و پيغمبر نمىساخت و به قول و دعواى او راضى نمىبود ، فعل خود را كه دليل صدق دعواى اوست و نصّ است در آنكه او فرستاده و پيغمبر اوست ، در دست او ظاهر نمىكرد و منطبق بر دعواى او نمىگردانيد كه اگر در واقع راضى نباشد به دعواى او و او را نفرستاده باشد به پيغمبرى ، و اين فعل در دست او ظاهر كند ، ترغيب و تحريص مردم به جهل و گمراهى كرده باشد و اين قبيح است و هرعاقل حكم مىكند به آنكه فاعل اين نوع چيزى خدايى را نشايد . و عياذا باللّه كه خداى تعالى اين نوع كارى كند . پس معلوم باشد كه كسانى كه حسن و قبح را عقلى نمىدانند و مىگويند كه حسن ، مجرّد امر اوست و قبيح ، مجرد نهى او ، و هرچه از او صادر شود همه خوب است ، « 1 » ايشان را علم به پيغمبرى كسى حاصل شدن مشكل است . و اين ظاهر است . ديگر اعتقاد بايد كرد به آنكه پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله ، پيغمبر همهء مكلّفان است از زمانى كه به پيغمبرى برانگيخته شده تا انقراض اهل عالم . و در قرآن و احاديث اشارهء به اين معنى هست مثل وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ « 2 » ، وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ « 3 » .

--> ( 1 ) . اشعريان معتقد به اين مقالند . ( 2 ) . سورهء سبأ ( 34 ) : 28 . ( 3 ) . سورهء انبياء ( 21 ) : 107 .